خبرگزاری پل – با گذشت بیش از سه سال از بازگشت طالبان به قدرت، نهتنها وضعیت مردم افغانستان بهبود نیافته، بلکه روزبهروز وخیمتر شده است. فقر، بیکاری، مهاجرتهای اجباری، و سرکوب اجتماعی به بالاترین حد خود رسیدهاند. طالبان، بهجای ارائه یک برنامهی اقتصادی و اجتماعی برای رفاه مردم، تمام تمرکز خود را بر تحکیم قدرت از طریق سرکوب، سانسور، و محدودیتهای شدید گذاشتهاند. در این میان، مردم افغانستان بزرگترین قربانیان این وضعیتاند—زندگیشان در میان فقر، بیثباتی و ناامیدی گرفتار شده است.

از سوی دیگر، مخالفان طالبان، چه در داخل و چه در خارج از افغانستان، در یک سردرگمی استراتژیک به سر میبرند. جریانهای مقاومت، علیرغم تلاشهایشان، هنوز نتوانستهاند یک راهکار مؤثر برای مقابله با طالبان ارائه دهند. اختلافات داخلی، نبود هماهنگی، و کمبود حمایت بینالمللی باعث شده که این گروهها نتوانند بهعنوان یک آلترناتیو واقعی برای مردم افغانستان مطرح شوند. در چنین شرایطی، طالبان بدون چالش جدی به سرکوب ادامه میدهند و مردم نیز در این میان بیدفاع و بیپناه ماندهاند.

فقر و محرومیت در افغانستان، نتیجهی سیاستهای بسته و ناکارآمد طالبان است. بسته شدن مدارس دخترانه، محدودیتهای شدید بر زنان، و سیاستهای اقتصادی ناکارآمد، کشور را در مسیر یک بحران عمیق قرار داده است. در حالی که طالبان به دنبال تحمیل قرائت خود از دین و سیاست هستند، مردم عادی برای تأمین نیازهای اولیهی خود دستوپنجه نرم میکنند.
در چنین شرایطی، راه برونرفت از این بحران، تنها در گروی بیداری مردم و ایجاد یک اپوزیسیون قوی، متحد و سازمانیافته است. جامعهی جهانی نیز باید فراتر از محکومیتهای لفظی، اقدامات عملی برای فشار بر طالبان انجام دهد. اگر این وضعیت ادامه یابد، نهتنها افغانستان، بلکه کل منطقه با تبعات ناگوار این حکومت مواجه خواهد شد. اما در نهایت، این مردم افغانستان هستند که باید بهای سنگین این بیثباتی و ظلم را بپردازند.